نیرنگ فرضیّه تکامل

کتاب را دانلود کنید

Download (DOC)
نظرات

فصل های کتاب

< <
1 / total: 20
- Harun Yahya

نيرنگ تکامل      

برشکستگي تئوري تکامل و پشت پرده ايدئولوژيک اين تئوري





منشأ واقعي ايدئولوژيک تروريزم: داروينيزم و ماترياليزم

خيلي از مردم تئوري تکامل را متکي به دلايل علمي، مشاهدات و آزمايشهايي که اولين بار توسط چارلز داروين مطرح شده مي داند. در حاليکه منشأ تئوري تکامل نتنها داروين نبوده بلکه بر دلايل علمي هم ربطي ندارد. تئوري، عبارت از يک نظريه قديمي به نام فلسفه ماترياليزم مي باشد که به طبيعت تطبيق داده شده است. اين تئوري امروزه، در حاليکه هيچگونه حمايت علمي ندارد، توسط فلسفه ماترياليست کورکورانه حمايت و پيروي مي شود. اين تعصب مشکلات بسيار فراواني در دنيا ايجاد کرده است. زيرا با توسعه داروينيزم و فلسفه ماترياليست که از آن منشأ مي گرفت جوابي که به سوال "انسان چيست؟" داده مي شود عوض شده است. کساني که قبل از اين به اين سوال چنين جوابي مي دادند: "انسان موجودي است که خدا او را آفريده است و بايستي بنا به اخلاق زيبايي که او آموخته است زندگي کند"، حالا چنين فکر مي کنند: "انسان به طور تصادفي بوجود آمده است و با مبارزه حياتي اش يک حيوان پيشرفته است." بهاي اين اشتباه بزرگ خيلي سنگين بود. ايدئولوژيهاي وحشت نظير نژاد پرستي، فاشيزم، کمونيزم و خيلي از افکار باربار و مبارزه گر از اين اشتباه قدرت پيدا کرده اند. در اين مقاله بلايي که داروينيزم به بشريت آورده است مورد تحقيق قرار گرفته مي شود و ارتباط آن را با تروريزم که يکي از مهمترين مسئله هاي امروزه مي باشد آشکار مي سازيم.

دروغ داروينيزم :"حيات يك زدوخورد است"

داروين وقتي تئورى اش را بر قرار مي كرد ازيک فرضيه اساسي به راه افتاده بود. "تكامل موجودات بستگي به مجادله حيات در طبيعت دارد. اين مجادله را طرف قوى برنده مىشود. ظعيفها هم پايمال شده به نيست شدن محكوم مىشوند."

بنابه داروين درطبيعت يک مجادله حياتى بدون رحم و يک زدوخورد دائمي برقراربود. قويترها هميشه ظعيفترها را پايمال كرده و تكامل هم به اين طريق ممكن مي شد. عنوان دوٌمى كه در كتاب "مبدأ جنسها" گذاشته است اين افكار او را به طور مختصر مىدهد:" مبدأ جنسها،انواع طبيعى و مجادله حيات از طريق حفظ نژادهاى حمايتي".

درعين حال داروين، وجود" مجادله حيات " را  بين نژادهاى  بشرى نيز مطرح كرده است0 بنابه اين ادعاى غير واقعي،" نژادهاى حمايت شده" در اين مجادله  برتر خواهند بود0 بنابه داروين نژادهاى حمايت شده، سفيد پوستهاى اروپايى بود. نژادهاى آسيايى و آفريقايى نيز در مجادله حيات عقب مانده بودند0 داروين از اين هم جلوتر رفته، از دست دادن مجادله حياتى و نابود شدن اين نژادها را مطرح كرده بود:
"شايد در آينده نزديكى كه قرنها طول نخواهد كشيد، نژادهاى مدني بشرى، نژادهاى وحشى را  به طور كلٌى از روى زمين پاک خواهند كرد و به جاى آنها خواهند نشست0 از طرف ديگر ميمونهاى انسان نماهم.... حذف خواهند شد0 به اين طريق جدايى بين انسان ونزديکترين
خويشاوندانش بيشتر خواهد شد0 به اين طريق در ميدان، نژادهاى مدني تر از نژادهاى اروپايى امروزه و ميمونهايى از نوع بابون كه از سياه پوستها، ساكنان محلٌى استراليا و گوريلها عقب تر خواهند بود، باقى خواهد ماند."
آنتروپلگ.بشرشناس. هندى .تيتا ويديارتى، چگونگى قبولى نژادپرستى به علوم، توسّط تئورى تکامل داروين را به اين طريق توضيح مىدهد :
" فكردر حيات ماندن قويترها كه توسٌط داروين مطرح شد، توسٌط دانشمندان جامعه شناس كه به گذشتن بشريٌت از يک تکامل فرهنگى و به مدنيٌت انسان سفيد به عنوان بالاترين مقام اعتقاد داشتند با شور و هيجان استقبال شد.در نتيجه اين، در نيمه دوٌم قرن.9ام،قسمت عمدهاى از دانشمندان غربى نژادپرستى را به شدٌت حمايت کردند."

 منبع الهام داروين: تئورى قدار مالتوس


Thomas Robert Malthus

منبع الهام داروين در اين زمينهها، كتاب "يک آزمايش در زمينه جمعيت" بود که نويسندهاش يک اقتصاد دان انگليسى بنام توماس مالتوس بود.مالتوس در صورت مداخله نكردن، افزايش سريع جمعيٌت بشر را حساب كرده بود.به نظر او مصيبتهايى نظير جنگ، قحطى و بيمارى دلايل اصلى براى كنترل جمعيٌت بود.به طور مختصر بنا به اين ادٌعاى وحشيانه براى زندگى كردن بعضى انسانها، مىبايستى ديگران مىمردند.موجوديٌت به معنى"جنگ هميشگى" بود.           
افکار مالتوس در قرن 19ام توسٌط بخش عظيمى از مردم مورد تأييد و قبول قرار گرفته بود0به خصوص طبقه بالانشين اروپايي افکار ظالمانه مالتوس را حمايت مىكردند.در مقالهاى بنام"پشت پرده علمى نازيها" اهميٌت دادن اروپاى قرن 19 ام بهافکار مالتوس اين طور بيان  مىشود.
"در نيمه اوٌل قرن19ام، اعضاى سمت مديريٌت در اروپا، براى مشورت در مورد مشکل افزايش جمعيٌت که به تازگى كشف شده بود و براى افزايش نسبت مرگ فقرا، در مورد برنامهريزى، زير نظر افکار مالتوس جمع شدند0نتيجهاى كه حاصل شد به اختصار چنين است:" به جاى تشويق فقيران به تميزى به عادتهاى ضدٌ آن بايد تشويق کنيم.كوچههاى موجود در شهرهايمان را بايد تنگتر کنيم و انسانهاى بيشترى را به خانهها پر كنيم و به پخش وبا سعى كنيم.در كشورمان روستاها را به آبهاى ساكن و راكد نزديک کرده و زندگ. درمرداب را بايد تشويق کنيم و غيره.."
در نتيجه اين اقدام ظالمانه، در مجادله زندگى، قويترها ضعيفترها را پايمال كرده و به اين طريق افزايش جمعيٌت كه به سرعت ادامه داشت تحت كنترل قرار مىگرفت.در انگلستان در قرن 19ام برنامه" پايمال كردن فقرا" عم.ً اجرا شد0يک نظام استبدادى كه در آن بچٌههاى 8ـ9 ساله روزانه.. ساعت در معدن زغالسنگ کار مىكردند و هزارانشان به دليل شرايط بد مىمردند برقرار شد."مجادله حيات" كه مالتوس به لزوم اين تئورى اعتقاد داشت،در انگلستان به ميليونها نفر انسان فقير عمرى پراز عذاب گذراند.
داروين با تحت تأثير قرارگرفتن از اين افكار، نظريٌه زدوخورد را در تمام طبيعت اجرا كردودر اين جنگ حياتى طرف قوي تر و طرفى كه بهتر خودش را به شرايط عادت داده بود را برنده اع.م كرده است0ع.وه براين"مجادله حيات"را به عنوان يك قانون مشروع و تغييرناپذير طبيعت ادٌعا كرده است.از طرف ديگر آفرينش را انكار كرده انسانها را به ترک ايمان دينى دعوت كرده و به اين طريق تمام سدهاى اخ.قى را كه مانع"مجادله حيات" خواهد شد را مورد هدف و اثابت قرار داده بود.با پخش اين افکار دور از واقعيٌت که فرد را به بى رحمى وظلم هدايت مىكرد، بدلى كه انسانيٌت  در قرن2.ام مجبور به پرداخت آن بود خيلى سنگين شده بود.

فاشيزم: راهي که" قانونهاي جنگل" باز کرد

داروينيزم با پرورش نژادپرستي در قرن 19ام، پايه هاي يک ايدئولوژي را بر پا مي کرد که   در قرن 20ام متولد شده وباعث خونريزي در تمام دنيا خواهد شد : نازيزم  در ايدئولوژيستهاي نازي تأثيرهاي عمده اي ازداروينيزم ديده مي شود.اگر اين تئوري که توسط آدلف هيتلر و آلفرد روزنبرگ شکل گرفته بررسي شود،مطالبي نظير "انواع طبيعي"،"برخورد انتخابي"،"مجادله حيات بين نژا دها" که در کتاب "منشاء جنسها" داروين بارها تکرار شده است،به چشم مي خورد.هيتلر اسم کتاب معروفش "دعوام" را هم از نظريه داروينيزم بنا به صحنه مجادله بودن حيات و در اين مجادله زنده ماندن طرف برتر گذاشته است.در کتابش به خصوص در مورد مجادله بين نژادها نوشته و اين طور گفته است :

 "تاريخ با بوجود آوردن يک هييرارشي نژادي جديد، يک امپراطوري که شبيهش وجود نخواهد داشت، به ميدان خواهد آورد."
در سخنراني مشهور نورنبرگ در سال 19..نيز"اداره شدن نژاد پست توسط نژاد برترو اين را يک حق موجود در طبيعت وقبوليش به عنوان تنها حق منطقي"را مطرح کرده است.
تحت تأثير قرار گرفتن نازيها از داروين، امروزه توسط تمام عالمان وتاريخ دانان متخصص در اين موضوع مورد قبول قرار گرفته است. تاريخ داني به نام هيچمن، متأثر شدن هيتلر از داروين را اين طور بيان مي کند:

"هيتلر يک تکامل گر سفت و سخت بود.اعماق حالت روحيش هر چه باشد در کتاب "دعوام"اش يک سري افکار تکامل را ظاهر مي سازد و بخصوص به افکار" مبارزه حيات و براي يک جامعه بهتر کشتن فقرا" جا داده است."
هيتلر با به ميدان در آمدن با اين افکار، دنيا را به يک وحشت بي نظيرکه تا کنون ديده نشده است کشيد.خيلي از اقوام وگروههاي سياسي بخصوص يهوديها در کمپهاي مرگ نازيها تحت ظلم و قطلعام وحشتناک قرار گرفتند. با شروع شدن جنگ جهاني دوم توسط اشغال نازيها،درست باعث مرگ .. ميليون نفر شد. در پشت پرده اين مصيبت که بزرگترين مصيبت در تاريخ دنيا است،افکار"مجادله حيات" داروينيزم قرار گرفته بود.

پيمان خونين:داروينيزم وکمونيزم

 جناه راست فلسفه داروين متشکّل از فاشيستها و جناه چپ نيز متشکّل از کمونيستها بود.

کمونيستها،از پشتيبانان و طرفداران آتشين تئورى داروين براى هميشه جايگاه ويژه اى تشکيل مي دادند.رابطه بين تئورى داروين و کمونيزم تا متأسسّان هر دو عقيده قدمت دارد0از بنيانگذاران کمونيزم مارکس و انگلس کتاب داروين بنام "منشأ نوعها"را بلافاصله بعداز انتشار خوانده و تحت تأثير نکتهً فلسفي فکرگرايي ماترياليست اشاره شده در کتاب قرار گرفتند0نامه نگاري بين مارکس وانگلس، نشانگر اين بود که هر دو، تئوري داروين را بعنوان منشأ کمونيزم از جهت علوم طبيعت قبول کرده بودند.حتّي انگلس در کتاب"فلسفه فکرى"اش که تحت تأثير داروين به قلم آورده است،داروين را ستايش کرده و در قسمت"نقش کوشش در گذر از ميمون به انسان"به نظر خود براى افزودن چيزهايى به تئوري تکامل سعى کرده است .
کمونيستهاي روسي نظير پلخانوو،لنين،تروتسکي واستالين همگيشان تئوري تکامل داروين را پذيرفته اند0پلخانوو که از بنيانگذاران کمونيزم روسيه بحساب مي آيد،با اين سخن که"مارکسيزم بکار بردن تئوري داروين در علوم اجتمائي مي باشد"معروف است0
در بيانات تروتسکوي"داروينزم،بزرگترين پيروزي تفکّر ماترياليست مي باشد"موجود است.
در تشکيل کادروهاي کمونيست تعليم داروين نقش بزرگي داشت0به عنوان مثال بي دين شدن استالين تحت تأثير کتابهاي داروين، درحاليکه دوران جواني فرد دينداري بود توسّط تاريخ نگاران ذکر شده است .
مائو،بنيانگزار رژيم کمونيستي در چين وقاتل مليونها انسان، اتّکاي فلسفي اين نظام را با اين سخن آشکارا بيان کرده است:"پايه کمونيزم چين،به داروين وتئوري تکامل وابسته است."
تأثير داروينيزم در مائو وکمونيزم چين در کتاب "چين و داروين" که نويسنده اش يکي از تاريخ دانان دانشگاه هاروارد است،بطور کامل توضيح داده شده است0
بطور خلاصه،رابطه ناگسستني بين تئوري داروين و کمونيزم وجود دارد.تئوري تکامل با اين ادّعا که موجودات محصول يک تصادف مي باشند،يک زمينه علمي براي بي ديني فراهم کرده است.کمونيزم که تماماُ يک ايدئولوژي بي ديني است به اين دليل مجبوراً به داروينيزم وابسته است0علاوه بر اين،تئوري تکامل با اشاره به اين نکته که پيشرفت طبيعت توسّط مجادله ونزاع.يعني مجادله حيات.ممکن است مفهوم فلسفه فکري که مايه کمونيزم است را حمايت     مي کند.
با مدّ نظر داشتن اين مسئله که کمونيزم با در نظر داشتن مفهوم مبارزه ديالکتيک بعنوان يک ماشين جنايت در طول قرن بيستم حدوداً120مليون نفر را به قتل رسانده، مصيبتي که تئوري داروين براي دنيا آورده بهتر درک ميشود0

داروينيزم و تروريزم


با بررسي اين مباحث اين طور ديده مي شود که منشأ ايدئولوژيهاي پيرو شدت که در قرن ?.ام بشر را به فلاکت و مصيبت کشيده اند ، داروينيزم مي باشد.اما داروينيزم غير از اين ايدئووژيها، ديگر ايدئولوژيهاي دنيا را نيز تحت تأير نظام اخلاقي واسلوب (شيوه)خود قرار داده است. مفهوم اصلي اين نظام اخلاقي واسلوب " جنگ با کسي که ازتو نيست" مي باشد.

اين را چنين مي توان توضيح داد:بر روي کره زمين اعتقادات ديني مختلف، عقيده ها و فلسفه هاي مختلف وجود دارد. اينها از دو ديد مختلف مي توانند به يکديگر نگاه کنند:
?) مي توانند به وجود کساني که از خودشان نيستند احترام گذاشته در ارتباط با آنها سعي کرده، و از يک روش "انساني" پيروي کنند.
?) مي توانند با کساني که از خودشان نيستند مبارزه، مجادله کرده و با ضرر رساندن به آنها راه کسب سود را انتخاب کرده يعني "حيواني"رفتار کنند.
مصيبتي که به آن نام " تروريزم "را داده ايم، چيز ديگري جزء اين ديد دوم نيست.
با بررسي فرق بين اين دو بينش، مأثر بودن تلغين داروينيزم  در اين مورد که "انسان حيوان مبارزه گر است " ديده مي شود. شايد خيلي از انسانها که به اين روش رو آورده اند از تئوري داروين واسلوب اين عقيده خبر ندارند. اما در نتيجه، اسلوبي که منشأ فلسفي آن داروينيزم مي باشد را پسنديده اند. چيزي که آنها را به درست بودن اين، باور ساخته است، سخناني نظير"در اين دنيا فقط نيرومندها وقلدرها سرپا مي مانند"،"ما هي بزگ ماهي کوچک را قورت مي دهد"،"مبارزه فضيلت است"،"انسان با مبارزه والاتر مي شود" مي باشد که منشأاش به داروينيزم راه دارد.داروينيزم را برداريد، اين سخنان تو خالي خواهند شد.
در واقع با بر کنار گذاشتن تئوري داروين يک فلسفه مبارزه گر با قي نخواهد ماند. قسمت اعضم انسانهايي که بر روي کره زمين زندگي مي کنند به سه دين الاهي ( مسيحيت ، يهوديت و اسلاميت ) اعتقاد دارند که اين دينها بز ضد مبارزه جويي مي باشند. مقصد هر سه مذهب بر روي کره زمين ايجاد صلح و حضور ،جلوگيري از کشتار افراد معصوم، ضلم وشکنجه مي با شد. اين دينها مبارزه وشدت را بر خلاف اخلاقي که خدا براي انسانها تعيين کرده، غير عادي و غير قابل قبول مي بيند. در حاليکه داروينيزم،شدت ومبارزه را نه تنها يک حادثه طبيعي و درست مي داند بلکه آن را الزم مي شمارد.
بنابراين در هر کجا اگر کساني پيدا شوند که اعمال خشونت، استبداد و ترور را به نام يکي از اديان  مسيحيت، يهوديت، اسلام وبا استفاده مفاهيم و سنبل هاي اين دينها انجام دهند، بدانيد که آ ن اشخاص مسيحي، يهودي و يا مسلمان نيستند در واقع آنها داروينيزم هستند. هر چند خود را در خدمت اديان نشان دهند در واقع دشمن دين و اديان و متديينين هستند. زيرا جرمي که خود دين ممنوع کرده، درست جلوي انسانها با خدجدار کردن دين در حال ارتکاب هستند.

بنابراين منشأ مصيبت ترور که سرتاسر جهان را در بر گرفته به اديان الاهي ارتباطي نداشته بلعکس به بي ديني و به تفسير بي ديني در روزگار ما که داروينيزم و ماترياليزم است مخفي شده است.

اسلام راه حل ترور مي باشد

ممکن است، بعضي از کساني که به نام يکي از دينها به ميدان در مي آيند،آن دين را اشتباه فهميده واشتباه اجرا کرده باشند. بنابراين با بررسي اين جور انسانها نمي توان صاحب نظر در مورد آن دين شد. بهترين راه شناختن يک دين مراجعه به سر منشأ آن دين مي باشد.
سرچشمه مقدس اسلام قرآن مي باشد. آن چيزي که در قرآن به عنوان مدل اخلاقي مطرح شده و در روزگار ما از اسلام بحث شده با آن چيزي که در ذهن غربيان شکل گرفته است به طور کلي فرق دارد. قرآن بر مبناي دوستي، شفقت، مرحمت، فروتني، فداکاري، تولرانس و صلح استوار گرديده است. صاحب شدن چنين حسنهاي پسنديده و والا در يک مسلمان، او را انساني  متشخص، با حسن نيت، امين وسازگار مي سازد. محيط اطراف خود را سرشار از احترام و محبت و دوستي، آرامش و شوق زندگي خواهد کرد.

اسلام دين صلح وصحت مي باشد

کلمه اسلام در زبان عربي با کلمه" صلح" به يک معنا مي باشد.اسلام، ديني است که از طرف  مرحمت و رحم بيکران پروردگار براي زندگي در صلح وصفا براي انسانها ناظر شده است.
خداوند تمام انسانها را زير پرچم اسلام به عنوان مدلي که با صلح و حسن نيت و شفقت مي توا ن زندگي کرد دعوت مي کند. خداوند در آيه ... سوره بقره چنين مي فرمايند:
   "اي اهل ايمان، همه دست جمعي به صلح وامنيت ( به اسلام ) رو آوريد و در مسير شيطان نباشيد. زيرا آن به طور آشکار دشمن شماست."
همان طوريکه از اين آيه مشخص مي شود خداوند تنها راه فراهم ساختن امنيت انسانها را در دخول به اسلام و زندگي در اخلاق قرآن ديده است.

   "اي اهل ايمان، همه دست جمعي به صلح وامنيت ( به اسلام ) رو آوريد و در مسير شيطان نباشيد. زيرا آن به طور آشکار دشمن شماست.

همان طوريکه از اين آيه مشخص مي شود خداوند تنها راه فراهم ساختن امنيت انسانها را در دخول به اسلام و زندگي در اخلاق قرآن ديده است.

خداوند اغتشاش را لعنت کرده است

خداوند انسانها را به پرهيز از بدي امر کرده و فحش و ناسزا ، اسيان، ظلم و زورگويي، کشتار و خونريزي را ممنوع کرده است. کساني که از اين فرمان خدا سرپيچي مي کنند به نقل از آيه   به عنوان تعقيب کنندگان راه شيطان مي باشند و به طور آشکار اعمال حرام به عمل آورده اند.  در قرآن در ارتباط با اين خصوص دو آيه به شکل زير مي باشد:
"کساني که به خداوند قول مي دهند و آن را به طور قطعي قبول کرده وسپس عهد خود را مي شکنند و اغتشاش مي کنند لعنت خداوند براي آنهاست و بد بودن ميهنشان براي آنهاست( سوره راد ، .. )
با آن چيزي که خداوند برايت عنايت کرده آخرتت را فراهم ساز و نصيب خود را از دنيا فراموش نکن. آن طور که خداوند به تو احسان کرده تو هم به ديگران احسان کن و در روي زمين اغتشاش مکن زيرا خداوند، اغتشاش گران را دوست ندارد ( سوره قصاص،.. )

همان طور که مي بينيد خداوند در دين اسلام، ترور و هر گونه اغتشاشي که منجر به شدت و خشونت مي شود را ممنوع کرده و کساني که در اين طيف هستند را لعنت کرده است. مسلمان کسي است که دنيا را آباد و خرم مي سازد.


اسلام پُشتيبان آزادي افکار و حُسن نيّت ميباشد

اسلام علناً ديني است که افکار و زندگي انسانها را آزاد گذاشته و اينها را تحت
حمايت خود قرار داده است و دستورالعملهايي آورده است که از هر گونه ايجاد جنجال عليه يکديگر بد فکر کردن منع کرده است.اسلام نتنها ترور و ديگر اعمال خشونت بار را تصويب نمي کند حتّي ايجاد فشار فکري را نيز ممنوع کرده است.

«در دين فشار و زورگويي وجود ندارد،بدون شکّ راستي از نادرستي بطور آشکار از هم جدا شده اند.»(سوره بقره،256)

«به آنها زورگويي و فشار انجام نخواهي داد»(سوره آيشه،22)

اينکه انسانها را به زور به ديني معتقد کردن و مجبور گذاشتن به عبادت با روح و اصل اسلام متضادّ ميباشد.زيرا اسلام براي اعتقاد اصل حُرّيت وجداني را شرط ميشمارد.البتّه مسلمانها يکديگر را مي توانند امر به معروف و نهي از منکر طبق آنچه که در قرآن درج شده متذکّر شوند.امّا هيچوقت در اين خصوص اجباري وجود ندارد.حال کلاًّ عکس تمام اين چيزهايي را که تا کنون مطرح کرديم را در نظر بگيريد.بعنوان مثال انسانها مجبور به عبادت ميشوند.يک چنين جامعه اي با اصل اسلام متغيّر ميباشد.زيرا اعتقاد و عبادت وقتي ارزشي دارد که براي خدا باشد.اگر سيستمي انسانها را مجبور بگذارد تا عبادت کنند آن انسانها فقط بخاطر ترسي که دارند مجبور مي شوند که خودشان را مومن نشان دهند.آنچه که از نظر اسلام مورد قبول واقع است اينست که انسانها با اراده آزاد فقط براي رضاي خدا دينشان را زندگي کنند.

خداوند کشته شدن انسانهاي معصوم را حرام شمرده است

کُشتن انساني که هيچ گونه گناهي ندارد در قرآن از گناهان کبيره شمرده شده است «هر کسي نفسي را بدون اينکه به نفسي ديگر و يا اينکه به فسادي در روي کره زمين قاطي شده باشد(بجاي بي خود)بکُشد،انگار که تمام انسانها را کُشته است.و هر کسي که مانع از کُشته شدن کسي و يا اينکه او را برانگيخته باشد انگار تمام انسانها را برانگيخته کرده است.قسم به خدا که نمايندگان ما به اوبا تمام دلايل روشن آمده اند.پُشت سر اين يک خيلي از آنها در روي کره زمين اندازه از دستشان در رفته است»(سوره مائده،32)

«و آنها همراه با خدا به خداي ديگر ستايش نخواهند کرد.جايي که خدا حرام کرده است بدون حقّ ازش نمي گيرد و زينا نمي کنند.کساني که اين کارها را بکنند با جريمه سنگين مجازات خواهند شد.»(سوره فُرقان 68)

همانطوريکه از آيات بالا مشخّص مي شود،کساني که افراد معصوم را به باطل از بين ببرد با مجازات سنگيني تهديد شده اند.خداوند کشتن يک نفر را به کشتن تمام انسانها تشبيه کرده است.

کساني که فکر مي کنند در اين دنيا مي توانند از عدالت فرار کنند بعد از مرگشان در آخرت بدون شک از عدالت الهي نمي توانند فرار کنند.بهمين خاطر مومنان با دانستن اين مسئله مرزهاي خداوند را با حسّاسيّت حائزي دفاع مي کنند.

خداوند تعالي حُسن نيّت و بخشايندگي را دستور داده است

اينکه خداوند درقُرآن کريم «تو راه بخشايندگي را پيشرو بگير»مفهوم بخشايندگي و حُسن نيّت را و نشانگر اينکه يکي ازقاعده هاي اصلي دين اسلام ميباشد را نشان مي دهد.(سوره اعراف،199)

وقتي به تاريخ اسلام نگاه مي کنيم،اين نقطه حسّس اخلاق قرآني را مسلمانها چطور با زندگي روزمرّه وقف داده اند شاهد خواهيم شد.مسلمانها به هر نقطه اي که رسيده اند،عملکردهاي اشتباه را از ميان برداشته و محيطي که در آن حُسن نيّت وجود دارد برپا کرده اند.جامعه هايي که از نظر دين،فرهنگ و زبان با يکديگر متفاوت هستند زير يک پرچم جمع کرده و حتّي آنهايي که به او وابسته هستند را علم بزرگ،برتري و ثروت بزرگي عايدشان کرده است.

چه بسا بقاي امپراطور عثماني در يک جغرافياي وسيع بخاطر همين حُسن نيّت دين اسلام و آرامشي است که به اين مناطق آورده است.وبه کساني که تابع خود هستند علم و ثروت و حُسن نيّت را عطا کرده است.چه بسا يکي از دلايلي که باعث شده دولت عثماني در ممالک اشغالي مدّت زيادي بقا داشته باشد به خاطر همين حُسن نيّت و شعوري است که اسلام آورده است.مسلمانها هميشه با ساختار بخشاينده و حُسن نيّت در هر دوراني با مرحمتترين و خوش برخوردترين انسانها شده اند.در يک چنين چارچوبي تمام اقلّيتهاي منصوب به اديان مختلف عبادتهاي خود را آزادانه اجرا کرده و از هر امکاني برخوردار بوده اند.

در معناي حقيقي که حُسن نيّت متعلّق به مسلمانها مي باشد اگر آنطور که قُرآن حُکم کرده است اجرا گردد به تمام دنيا صلح و صفا خواهد آورد.چه بسا در قرآن «خوبي با بدي يکي نميباشد.تو بنحو احسن بدي را از خودت دورساز آنوقت خواهي ديد که ميان تو و آنکسي که دشمني داري يک رابطه دوستي و گرم بوجود خواهد آمد»(سوره فوسيلت،34)و در اين آيه به اين نقطه اشاره مي شود.

نتيجه

تمام اينها،تمام خصوصيات اخلاقي که قرآن به انسان پند مي دهد،اينها ارزشهاي والايي است که به دنيا صلح،آرامش و عدالت خواهد آورد را نشان مي دهد.چيزي که اکنون در مدّ نظر دنيا مي باشد و نامش ترور اسلامي است از اخلاق قرآن دور و شاهکار انسانهايي جاهل و نادان مي باشد.جنايتهايي که تحت نام اسلام مُرتکب مي شوند را بهترين راه حلّ آموزش اخلاق اسلام ميباشد.به بيان ديگر دين اسلام و اخلاق قرآني نتنها پُشتيبان تروريزم نميباشد بلکه راه حلّي براي رهايي از بلاي تروريزم در سطح جهان ميباشد.


 
   
1 / total 20
You can read Harun Yahya's book نیرنگ فرضیّه تکامل online, share it on social networks such as Facebook and Twitter, download it to your computer, use it in your homework and theses, and publish, copy or reproduce it on your own web sites or blogs without paying any copyright fee, so long as you acknowledge this site as the reference.
درباره این سایت | صفحه اصلی (homepage) خود را بسازید | به بخش دلخواه اضافه شود | RSS Feed
به شرط ذکر نام این سایت، تمام مطالب قابل کپی، چاپ و توزیع است.
(c) All publication rights of the personal photos of Mr. Adnan Oktar that are present in our website and in all other Harun Yahya works belong to Global Publication Ltd. Co. They cannot be used or published without prior consent even if used partially.
© 1994 Harun Yahya. www.harunyahya.com
page_top